کورش بیدار شو...

کورش بیدار شو آن که تو را خواب می کرد سال هاست که به خواب ابدی فرو رفته است.کورش بیدار شو که اکنون زمان بیداری تو است.بیدار شو و ببین که اشک چشم دوستدارانت دریاچه ای شده به نام سیوند.
بیدار شو و آرامگاهت را که سند سربلندی یک ملت زنده و پویاست برای اخرین بار ببین . آرامگاهی که به گفته ی گزنقون رویداد نگار یونانی در زمان ساخته شدنش بدیدنش می رفتی تا اسیر غرور و خود خواهی نگردی .
بیدار شو و از یونسکو بپرس زمانی که سد ( اسوان ) را در مصر می ساختند به خاطر این که اسیبی به معبد ( ابوسنبل ) نرسد آنرا جابجا کردند چرا در باره ی آرامگاه تو هیچ اقدامی نمی کنند؟
کورش بیدار شو تا از ( آریستوبول ) رویداد نگار یونانی برایت بگویم که به دستور اسکندر به ایران امده بود برایت بگویم که به دستور اسکندر وارد آرامگاهت شد و در انجا تخت و تابلو و طلا و مقداری پارچه زیبا و گرانبها و خشت و سنگ نبشته ای را یافت که بر رویش نوشته شده بود :
ای رهگذر من کورشم شاهنشاهی جهان را به پارس دادم بر اسیا فرمان راندم بابت این آرامگاه بر من رشک مبر.
با خواندن این نوشته اسکندر که برای چپاول و ویران کردن به ایران امده بود در برابر آرامگاهت سر فرود اورد . کورش بیدار شو و ببین امروز با ارامگاهت چه می کنند؟ این سند سربلندی کشور ایران در حال از بین رفتن است آن هم با اسلحه ای به نام رطوبت .
آرامگاهت در حال از بین رفتن است اشک دیدگان دوستدارانت سد سیوند را لبریز خواهد کرد. به ما بگو دیگر در کجای این سرزمین اهورایی می توانیم نشانی از تو که پدر ما ایرانیان هستی بیابیم.؟؟
بیدار شو و بگو من کورش شاه شاهان در اینجا ارمیده ام این مشت خاک را از من دریغ مدارید ...
متنی از هفته نا مه ی امرداد ( سامیا کلانتری )
ابیانه آتشی در دل خاکستر
|
+| نگاشته شده توسط
محمدرضاحاجی زاده ابیانه
|